هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، به زیباییهای بهشت عدن و بهار خلد اشاره میکند و از ناشنیده ماندن شکایتهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از شرم و حیا در برابر معشوق و نالههای ضعیف خود میگوید و صحبت از مهمانیهای شاد و مستیآور دارد که با بیم خلاف وعده همراه است. در نهایت، شعر به خراشهای سینه و جیب دریده اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههایی به مستی و مهمانیهای شاد دارد که برای سنین پایینتر مناسب نیست.
شماره ۳۳۷ - بهشت عدن به حسن رسیده میماند
بهشت عدن به حسن رسیده میماند
بهار خلد به خطّ دمیده میماند ۱
بهوشتر ز حبابی، به مجلس تو چرا
حدیث شکوة ما ناشنیده میماند! ۲
حیا ز شرم تو خوی گشت و در بهار خطت
به شبنم به بنفشه چکیده میماند ۳
ضعیف نالی من آنقدر سرایت کرد
که خنده بر لب او نارسیده میماند ۴
به بزم عیش ز بیم خلاف وعدة تو
شکفتگی به حنای پریده میماند ۵
ز دست سنگدلیهای گوشِ ناله شنو
خراش سینه به جیب دریده میماند ۶
ز کیست نشئه دگر صحبت ترا فیّاض
که بزم ما به دماغ رسیده میماند ۷
بهار خلد به خطّ دمیده میماند ۱
بهوشتر ز حبابی، به مجلس تو چرا
حدیث شکوة ما ناشنیده میماند! ۲
حیا ز شرم تو خوی گشت و در بهار خطت
به شبنم به بنفشه چکیده میماند ۳
ضعیف نالی من آنقدر سرایت کرد
که خنده بر لب او نارسیده میماند ۴
به بزم عیش ز بیم خلاف وعدة تو
شکفتگی به حنای پریده میماند ۵
ز دست سنگدلیهای گوشِ ناله شنو
خراش سینه به جیب دریده میماند ۶
ز کیست نشئه دگر صحبت ترا فیّاض
که بزم ما به دماغ رسیده میماند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۶ - که گفت غنچة خندان به آن دهان ماند!
گوهر بعدی:شماره ۳۳۸ - بیا که بی تو نه ساغر نه شیشه میماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.