هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساس غم و تنهایی شاعر در غیاب معشوق است. او با تصاویری مانند بیشه بیروح، ساغر و شیشه خالی، نهال کنده شده و ناله تیشه، عمق دلتنگی خود را نشان میدهد. همچنین اشاره به آرزوهای باقیمانده در دل و ستمهای معشوق دارد. در پایان، شاعر گلستان را بدون معشوق بیمعنا میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی اشارات به درد و ستم نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۳۸ - بیا که بی تو نه ساغر نه شیشه میماند
بیا که بی تو نه ساغر نه شیشه میماند
تو چون نباشی مجلس به بیشه میماند ۱
تو رفتی از دل و در سینه آرزوت به جاست
که چون نهال شود کنده، ریشه میماند ۲
ستم زیاده ز حد میکنی و پنداری
که ملک دل به تو بیداد پیشه میماند! ۳
از آن به سیر گلستان نمیرود زاهد
که شکل غنچه سراپا به شیشه میماند ۴
دگر به یاد که در کوه کندنی فیّاض؟
که ناله ی تو به آواز تیشه میماند ۵
تو چون نباشی مجلس به بیشه میماند ۱
تو رفتی از دل و در سینه آرزوت به جاست
که چون نهال شود کنده، ریشه میماند ۲
ستم زیاده ز حد میکنی و پنداری
که ملک دل به تو بیداد پیشه میماند! ۳
از آن به سیر گلستان نمیرود زاهد
که شکل غنچه سراپا به شیشه میماند ۴
دگر به یاد که در کوه کندنی فیّاض؟
که ناله ی تو به آواز تیشه میماند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۷ - بهشت عدن به حسن رسیده میماند
گوهر بعدی:شماره ۳۳۹ - بسکه کردم داد از آن بت قوّت دادم نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.