هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام و رنج‌های عاشقانه سخن می‌گوید. شاعر از بی‌وفایی و بیدادگری معشوق شکایت دارد و بیان می‌کند که معشوق تحت تأثیر دیگران تغییر کرده است. او از درد دل‌هایش می‌گوید و احساس می‌کند که معشوق از حال او بی‌خبر است. همچنین، شاعر از رقیبان و حریفان می‌ترسد که معشوق را از او دور کرده‌اند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه، شکایت از بی‌وفایی، و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و تغییر ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

شماره ۳۴۳ - بیوفا و بد و بیدادگرت ساخته‌اند

بیوفا و بد و بیدادگرت ساخته‌اند
خوب بودی و دگر خوبترت ساخته‌اند ۱

رحم اگر بر دل زارم نکنی جرم تو نیست
که ز حال دل من بی‌خبرت ساخته‌اند ۲

دی به از هر به و امروز ز هر بد بترم
چه توان کرد چنین در نظرت ساخته‌اند ۳

به چه رنگ از تو شکبید دل بی‌طاقت من
تو که هر لحظه به رنگ دگرت ساخته‌اند ۴

چون ز غیرت نگدازیم که این بلهوسان
راه چون مور به تنگ شکرت ساخته‌اند! ۵

دور از آغوش رقیبان نشوی پنداری
دست این طایفه را در کمرت ساخته‌اند ۶

راز من هم ز زبان تو به من می‌گویند
این حریفان که چنین پرده درت ساخته‌اند ۷

از سموم نفس بلهوسان می‌ترسم
که سراپای، چو گلبرگ ترت ساخته‌اند ۸

این لطافت که تو داری و صفایی که تراست
از نسیم گل و آب گهرت ساخته‌اند ۹

ناز بر تخت کی و مملکت جم دارند
بیدلان تو که با خاک درت ساخته‌اند ۱۰

خبر از خویش نداری به چه کاری فیّاض
چه دمیدند که بی پا و سرت ساخته‌اند! ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴۲ - جدا از کوی او شوقم گل و گلشن نمی‌داند
گوهر بعدی:شماره ۳۴۴ - کج ابروان که چهره به می تاب داده‌اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.