هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از عشق و بخت بد است. او از اشکهایش دریا ساخته و از داغ عشق و شکنج زلف یار مینالد. شاعر احساس میکند که تقدیر و دیگران او را به این حال و روز انداختهاند. همچنین، او از محبت و پیشبینی کاردانان محبت و نیز از شکار عشق یا جنون سخن میگوید. در نهایت، او خود را در گلستان قم و تحت تأثیر گلفروشان و بلبلان این سرزمین میبیند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و درد و رنج است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۵۱ - عندلیب گلشنم گلخن نصیبم کردهاند
عندلیب گلشنم گلخن نصیبم کردهاند
بخت بد بنگر! چنان بودم چنینم کردهآند ۱
در ازل چون طرح دریا ریختند از اشک من
موج این دریا ز چین آستینم کردهاند ۲
دست بر دستم نکویان پرورشها دادهاند
تا چو داغ عشق خوبان دلنشینم کردهاند ۳
در شکنج زلفم و دل سوی خطّم میکشد
کاردانان محبّت پیشبینم کردهاند ۴
چین ابرو وا خرید از اختلاط مردمم
این گره دانسته در کار جبینم کردهاند ۵
یا شکار عشق خواهم گشت آخر یا جنون
این دو شیرافکن دگر خوش در کمینم کردهاند ۶
در گلستان قمم فیّاض فارغ از بهشت
گلفروشان بلبل این سرزمینم کردهاند ۷
بخت بد بنگر! چنان بودم چنینم کردهآند ۱
در ازل چون طرح دریا ریختند از اشک من
موج این دریا ز چین آستینم کردهاند ۲
دست بر دستم نکویان پرورشها دادهاند
تا چو داغ عشق خوبان دلنشینم کردهاند ۳
در شکنج زلفم و دل سوی خطّم میکشد
کاردانان محبّت پیشبینم کردهاند ۴
چین ابرو وا خرید از اختلاط مردمم
این گره دانسته در کار جبینم کردهاند ۵
یا شکار عشق خواهم گشت آخر یا جنون
این دو شیرافکن دگر خوش در کمینم کردهاند ۶
در گلستان قمم فیّاض فارغ از بهشت
گلفروشان بلبل این سرزمینم کردهاند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۰ - چون خوی دلبران ز عتابم سرشتهاند
گوهر بعدی:شماره ۳۵۲ - زرشک خال که سوزد بر آن عذار سپند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.