هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر در هر چیزی نشانهای از معشوق میبیند و تمام وجودش را به او پیوند میزند. او از زیباییها، رنجها و حتی فتنههای عشق سخن میگوید و در نهایت، خود را غلام معشوق میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند «دوزخ هجران» و «آتش وصل» ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۹۸ - ز هر لبی که برآمد سخن کلام تو بود
ز هر لبی که برآمد سخن کلام تو بود
به هر چه گوش فرا داشتم پیام تو بود ۱
اگر به جلوة طاووس، اگر به رفتن کبک
نظر چو نیک فکندم همین خرام تو بود ۲
چنین که خاص تو شد ملک حسن دانستم
که مُهر داغ دل لاله هم به نام تو بود ۳
ز فتنه دوستی آن نگاه شد معلوم
که تیغ هر که به خون گشت در نیام تو بود ۴
ز صاف و دُردِ تو بودیم جمله مست ولی
دماغ هر که رساتر ز دُردِ جام تو بود ۵
اگر به دوزخ هجران اگر در آتش وصل
هر آنچه سوختهتر آرزوی خام تو بود ۶
تو محرمانه به جانان من بگو فیّاض
که آنکه دوش فدای تو شد غلام تو بود ۷
به هر چه گوش فرا داشتم پیام تو بود ۱
اگر به جلوة طاووس، اگر به رفتن کبک
نظر چو نیک فکندم همین خرام تو بود ۲
چنین که خاص تو شد ملک حسن دانستم
که مُهر داغ دل لاله هم به نام تو بود ۳
ز فتنه دوستی آن نگاه شد معلوم
که تیغ هر که به خون گشت در نیام تو بود ۴
ز صاف و دُردِ تو بودیم جمله مست ولی
دماغ هر که رساتر ز دُردِ جام تو بود ۵
اگر به دوزخ هجران اگر در آتش وصل
هر آنچه سوختهتر آرزوی خام تو بود ۶
تو محرمانه به جانان من بگو فیّاض
که آنکه دوش فدای تو شد غلام تو بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۷ - شب ز نازت بزم دل بر بیقراران تنگ بود
گوهر بعدی:شماره ۳۹۹ - خوش آنکه بلبل ما نغمهسنج باغ تو بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.