هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و محبت سخن میگوید و با استفاده از تصاویر زیبایی مانند زلف، خورشید، سایه، گلزار و تیغ، احساسات خود را بیان میکند. او از راه عشق و دشواریهای آن میگوید و به رحمت و امید اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۴۰۵ - غیر زلف او که دوشادوش آن رو میرود
غیر زلف او که دوشادوش آن رو میرود
سایه با خورشید کی پهلو به پهلو میرود! ۱
چون توانم رفت در کویی که هر روز آفتاب!
جچون رود رو در قفا در کوچة او میرود ۲
راه عشق است این که در وی پای کس گستاخ نیست
آفتاب اینجا به سر، گردون به پهلو میرود ۳
گر بود سرسبز گلزار محبّت دور نیست
زخم را از تیغش امروز آب در جو میرود ۴
جای رحم است ای وفاداران که با چندین امید
میرود فیّاض و خوش نومید از آن کو میرود ۵
سایه با خورشید کی پهلو به پهلو میرود! ۱
چون توانم رفت در کویی که هر روز آفتاب!
جچون رود رو در قفا در کوچة او میرود ۲
راه عشق است این که در وی پای کس گستاخ نیست
آفتاب اینجا به سر، گردون به پهلو میرود ۳
گر بود سرسبز گلزار محبّت دور نیست
زخم را از تیغش امروز آب در جو میرود ۴
جای رحم است ای وفاداران که با چندین امید
میرود فیّاض و خوش نومید از آن کو میرود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۴ - بلبل ز شیوة تو به فریاد میرود
گوهر بعدی:شماره ۴۰۶ - هر کجا حرف لب آن یار جانی میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.