هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق، زیبایی، و انتظار برای بهار و وصال معشوق سخن میگوید. شاعر از دیدن معشوم و بوی یار میگوید و از جنون عشق و اضطراب دل در انتظار بهار. همچنین، اشارهای به تحمل سختیها برای رسیدن به عزت دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به درک عمیقتری داشته باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'جنون عشق' و 'اضطراب دل' ممکن است برای سنین پایینتر پیچیده به نظر برسد.
شماره ۴۲۴ - نمیخواهم که بوی پیرهن از نزد یار آید
نمیخواهم که بوی پیرهن از نزد یار آید
گرفتم دیده روشن کرد، بیرویش چه کار آید! ۱
گل روی بتان را سبزة خط در عقب باشد
بلی در گلستان حسن، گل پیش از بهار آید ۲
ز بوی نو بهارم مرغ دل در اضطراب آمد
جنونم بگسلد زنجیرها چون گل به بار آید ۳
ز هجر می خزان چهرة ما رنگ بر رنگ است
بهار نشئهای کو تا به گلگشت خمار آید ۴
ز خواری میتوان عزّتطلب شد غم مخور فیّاض
که این بیاعتباریها به کار اعتبار آید ۵
گرفتم دیده روشن کرد، بیرویش چه کار آید! ۱
گل روی بتان را سبزة خط در عقب باشد
بلی در گلستان حسن، گل پیش از بهار آید ۲
ز بوی نو بهارم مرغ دل در اضطراب آمد
جنونم بگسلد زنجیرها چون گل به بار آید ۳
ز هجر می خزان چهرة ما رنگ بر رنگ است
بهار نشئهای کو تا به گلگشت خمار آید ۴
ز خواری میتوان عزّتطلب شد غم مخور فیّاض
که این بیاعتباریها به کار اعتبار آید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۳ - شبی که عکس سر زلف یار در نظر آید
گوهر بعدی:شماره ۴۲۵ - خوش آنکه از سفر آن غمگسار باز آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.