هوش مصنوعی:
این متن بیانگر اشتیاق و انتظار برای بازگشت یار و آرامش از دست رفته است. شاعر از رفتن بهار و عیش بییار گلایه میکند و امیدوار است که غمگسار و قرار از دست رفته بازگردد. همچنین، اشارهای به غبار کوی یار و اشکهای ریخته شده دارد و آرزوی بازگشت آن لحظات خوش را میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک کامل آن ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند اندوه و انتظار نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۲۵ - خوش آنکه از سفر آن غمگسار باز آید
خوش آنکه از سفر آن غمگسار باز آید
که عمر رفته به امیّد یار باز آید ۱
بهار رفت ز گلزار عیش ما بی تو
خوش آن دمی که به گلشن بهار باز آید ۲
غبار کوی تو از دیده شسته شد از اشک
خوشا دمی که به چشم آن غبار باز آید ۳
به رهگذار وفایش نشسته منتظریم
بدین امید کزین رهگذار باز آید ۴
قرار رفته ز دل، رفته تا ز دل فیّاض
خوش آنکه در دل زارم قرار باز آید ۵
که عمر رفته به امیّد یار باز آید ۱
بهار رفت ز گلزار عیش ما بی تو
خوش آن دمی که به گلشن بهار باز آید ۲
غبار کوی تو از دیده شسته شد از اشک
خوشا دمی که به چشم آن غبار باز آید ۳
به رهگذار وفایش نشسته منتظریم
بدین امید کزین رهگذار باز آید ۴
قرار رفته ز دل، رفته تا ز دل فیّاض
خوش آنکه در دل زارم قرار باز آید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۴ - نمیخواهم که بوی پیرهن از نزد یار آید
گوهر بعدی:شماره ۴۲۶ - به یاد آن قامتم از دیدن شمشاد میآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.