هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد فراق و حیرت ناشی از دوری از معشوق است. شاعر از طی مراحل سخت و بیپایان عشق میگوید و تسلّی خاطر خود را در شوق وصال مییابد. او از ناامیدی نمیهراسد و همچنان به عشق پایبند است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حیرت، فراق، و تسلّی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۳۱ - اگر دو روز از آن کو خبر نمیآید
اگر دو روز از آن کو خبر نمیآید
دلم ز وادی حیرت به در نمیآید ۱
هزار مرحله طی کردهایم در هر گام
غنیمت است که این ره به سر نمیآید ۲
غرض تسلّی شوق است از تمنّی وصل
اگر نه کام ز دیدار بر نمیآید ۳
تنک دلان تو در بندْ این نپندارند
کدام کار ز آه سحر نمیآید! ۴
مدام می کش و سرخوش نشین چو من فیّاض
کدام روز که خون از جگر نمیآید! ۵
دلم ز وادی حیرت به در نمیآید ۱
هزار مرحله طی کردهایم در هر گام
غنیمت است که این ره به سر نمیآید ۲
غرض تسلّی شوق است از تمنّی وصل
اگر نه کام ز دیدار بر نمیآید ۳
تنک دلان تو در بندْ این نپندارند
کدام کار ز آه سحر نمیآید! ۴
مدام می کش و سرخوش نشین چو من فیّاض
کدام روز که خون از جگر نمیآید! ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۰ - چو رشک رخنهگرِ نام و ننگ میآید
گوهر بعدی:شماره ۴۳۲ - وفاداری از آن ترک شکار افکن نمیآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.