هوش مصنوعی:
این شعر به بیان احساسات عمیق و غمانگیز شاعر میپردازد که با گریه شمع مقایسه شده است. اشکهای شاعر مانند گریه شمع بیحرارت و بیثمر هستند و روزگار به سرعت میگذرد. شاعر از تاریکی و تنهایی خود سخن میگوید و از مخاطب میخواهد به خلوت او بیاید و اشکهایش را ببیند که یادگار گریه شمع هستند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۹۸ - نماند با مژة من غبار گریة شمع
نماند با مژة من غبار گریة شمع
گره فکند سرشکم به کار گریة شمع ۱
سرشک من نخورد آب بیحرارت دل
بود به نقطة آتش مدار گریة شمع ۲
بگو چه سان نکند گل جنون پروانه
که گشت موسم جوش بهار گریة شمع ۳
گرهگشای دل تنگ ماست قطرة اشک
شکفته میگذرد روزگار گریة شمع ۴
درآ به خلوت تاریک من شبی فیّاض
ببین سرشک مرا یادگار گریة شمع ۵
گره فکند سرشکم به کار گریة شمع ۱
سرشک من نخورد آب بیحرارت دل
بود به نقطة آتش مدار گریة شمع ۲
بگو چه سان نکند گل جنون پروانه
که گشت موسم جوش بهار گریة شمع ۳
گرهگشای دل تنگ ماست قطرة اشک
شکفته میگذرد روزگار گریة شمع ۴
درآ به خلوت تاریک من شبی فیّاض
ببین سرشک مرا یادگار گریة شمع ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۷ - آب گردید استخوان در عشق جانانم چو شمع
گوهر بعدی:شماره ۴۹۹ - نیست غم گر بادة صافم نباشد در ایاغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.