هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق میپردازد. او از اشکهایش به عنوان نوحه و طوفان یاد میکند و باد صبحگاهی را که از کوی معشوق میوزد، مضطرب و خوش توصیف میکند. شاعر همچنین به بوی زلف پریشان معشوق اشاره میکند و بیان میکند که نمیتواند این بو را پنهان کند. در نهایت، او از تأثیر شکوه و زیبایی معشوق بر دلش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و اشک نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۵۱۱ - هر تار مژگانم بود موجیّ و عمّان در بغل
هر تار مژگانم بود موجیّ و عمّان در بغل
هر قطرة اشکم بود نوحیّ و طوفان در بغل ۱
خوش مضطرب میآید از کوی تو باد صبحدم
دارد مگر بویی از آن زلف پریشان در بغل ۲
هر شب چو گل چاک افکنم در جیب و روز از بیم کس
چون غنچه پنهان میکنم چاک گریبان در بغل ۳
گل با نسیم کوی تو از پوست میآید برون
یعنی که نتوان داشتن بوی تو پنهان در بغل ۴
گر با شکوه حسن خود جا در دل فیّاض کرد
نبود عجب هر قطره را چون هست عمّان در بغل ۵
هر قطرة اشکم بود نوحیّ و طوفان در بغل ۱
خوش مضطرب میآید از کوی تو باد صبحدم
دارد مگر بویی از آن زلف پریشان در بغل ۲
هر شب چو گل چاک افکنم در جیب و روز از بیم کس
چون غنچه پنهان میکنم چاک گریبان در بغل ۳
گل با نسیم کوی تو از پوست میآید برون
یعنی که نتوان داشتن بوی تو پنهان در بغل ۴
گر با شکوه حسن خود جا در دل فیّاض کرد
نبود عجب هر قطره را چون هست عمّان در بغل ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۰ - چنان بگداخت در زندان غم این جان بیحاصل
گوهر بعدی:شماره ۵۱۲ - ای شده سر تا به پا چو گلبن پر گل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.