هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات شاعر در مورد هویت، عشق و رنجهای عاطفی است. شاعر خود را از مسلمانان جدا میداند و به یهودیت، کفر و گبری اشاره میکند. او از عشق نافرجام و دردهای ناشی از آن سخن میگوید و به یادآوری خاطرات گذشته میپردازد. همچنین، شاعر از ناامیدی و احساس بیپناهی خود صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و دینی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به کفر و یهودیت ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.
شماره ۵۲۸ - چند بر سنگم زنی من شیشهٔ جان نیستم
چند بر سنگم زنی من شیشهٔ جان نیستم
چند پامالم کنی خون شهیدان نیستم ۱
ای مسلمانان مسلمانی اگر اینست و بس
من یهودم، کافرم، گبرم مسلمان نیستم ۲
دست بیطالع کجا و گوشهٔ دامان دوست
خاک هم گردیدم و در خورد دامان نیستم ۳
شکر این طالع نمیدانم چه سان گویم که من
پای تا سر دردم و ممنون درمان نیستم ۴
میرسانم ناله را گاهی به گوش بلبلان
آنقدر فیّاض هم دور از گلستان نیستم ۵
چند پامالم کنی خون شهیدان نیستم ۱
ای مسلمانان مسلمانی اگر اینست و بس
من یهودم، کافرم، گبرم مسلمان نیستم ۲
دست بیطالع کجا و گوشهٔ دامان دوست
خاک هم گردیدم و در خورد دامان نیستم ۳
شکر این طالع نمیدانم چه سان گویم که من
پای تا سر دردم و ممنون درمان نیستم ۴
میرسانم ناله را گاهی به گوش بلبلان
آنقدر فیّاض هم دور از گلستان نیستم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۷ - چون بر ابرویش نظر اندختم
گوهر بعدی:شماره ۵۲۹ - چنان در کوی او افتادگی را کار میبستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.