هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر آرزو میکند که مانند پروانه بال و پر داشته باشد تا بتواند دور معشوق بگردد. او از نداشتن فرصت و خبر از معشوق شکایت میکند و افسوس میخورد که اگر قدرت و جرات داشت، کارهایی میکرد. شعر بیانگر درد عشق، ناتوانی و حسرت است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۵۳۰ - کاش چون پروانه من هم بال و پر میداشتم
کاش چون پروانه من هم بال و پر میداشتم
جرأت گردیدنی بر گرد سر میداشتم ۱
میتوانستم گرفتن گاهی از خود هم خبر
گر درین مستی ازو گاهی خبر میداشتم ۲
فرصت پامال بیکاریست یاران، چون کنم!
کار میکردم گهی فرصت اگر میداشتم ۳
گریة خونین جگر نگذاشت در سر کار من
میزدم بر قلب آن دل گر جگر میداشتم ۴
یاد آن قوّت که فیّاض از مددگاریِّ آه
گاهگاهی خویش را از خاک برمیداشتم ۵
جرأت گردیدنی بر گرد سر میداشتم ۱
میتوانستم گرفتن گاهی از خود هم خبر
گر درین مستی ازو گاهی خبر میداشتم ۲
فرصت پامال بیکاریست یاران، چون کنم!
کار میکردم گهی فرصت اگر میداشتم ۳
گریة خونین جگر نگذاشت در سر کار من
میزدم بر قلب آن دل گر جگر میداشتم ۴
یاد آن قوّت که فیّاض از مددگاریِّ آه
گاهگاهی خویش را از خاک برمیداشتم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۹ - چنان در کوی او افتادگی را کار میبستم
گوهر بعدی:شماره ۵۳۱ - هم در شیخ زدم هم ره رهبان رفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.