هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر درد و رنج عشق نافرجام و هجران است. شاعر از تلخی‌های عشق، بی‌قراری دل، و ناکامی‌های خود سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به زیبایی معشوق و دلدادگی شاعر دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده، درد هجران، و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا سنگین باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیازمند آشنایی با ادبیات و اصطلاحات شعری است.

شماره ۵۴۸ - به زلف او دل خود را به ابرام آشنا کردم

به زلف او دل خود را به ابرام آشنا کردم
عجب رم کرده مرغی باز با دام آشنا کردم ۱

دل بی‌طاقتی خون باد کز بی محرمی آخر
صبا را با سر زلفش به پیغام آشنا کردم ۲

ز هر مویم دو صد فوّارة الماس می‌جوشد
به تلخی‌های هجران تو تا کام آشنا کردم ۳

نزاکت غوطه‌ها در شهد و شکر خورد تا آخر
به صد تلخی لب او را به دشنام آشنا کردم ۴

به هر گام از ره مطلب دو صد منزل پس افتادم
به راه عقل نافرجام تا کام آشنا کردم ۵

به کامم ناگوارا بود خون بادة عشرت
به صد خون دل آخر لب بدین جام آشنا کردم ۶

به راه عشق فیّاض آفتی چون نیکنامی نیست
غلط کردم، به نیکویی چرا نام آشنا کردم! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۴۷ - عمریست که در کوی بلا خانه نداریم
گوهر بعدی:شماره ۵۴۹ - کمان غمزه پر کش کن که تیرت را نشان گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.