هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق است. شاعر از غم و اندوه ناشی از دوری معشوق مینالد و آرزوی بازگشت و مهربانی او را دارد. او از ناامیدی، شکوه و بیقراری خود سخن میگوید و با تصاویر شاعرانه مانند تیر غمزه، گرداب دل و گریۀ خونین، احساساتش را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیده مانند فراق، ناامیدی و درد عشق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای سنگین و ادبیات کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۴۹ - کمان غمزه پر کش کن که تیرت را نشان گردم
کمان غمزه پر کش کن که تیرت را نشان گردم
بگو حرفی که تا چون خط به گرد آن دهان گردم ۱
زبان بسته تا تقریر شرح بیقراری کرد
چو حرف شکوه میخواهم که بر گرد زبان گردم ۲
تو چون سرو روان از پیش من رفتی و میخواهم
ز خجلت آب گردم تا به دنبالت روان گردم ۳
درین دریای خون کز هیچ سوره بر کنارش نیست
دلی خواهم که چون گرداب دایم بر میان گردم ۴
امیدم پیر شد در وعدهگاه انتظار او
کجا شد وعدة دیگر که باز از نو جوان گردم ۵
چنین نامهربانیها که من دیدم عجب نبود
که با من مهربان گردد اگر نامهربان گردم ۶
خیالی گشتهام در ناتوانیها از آن ترسم
که ناگه از نظرگاه سر تیرت نهان گردم ۷
به او رنگی ندارد گریة خونین من فیّاض
به پیش غم گر از هر تار مژگان خونفشان گردم ۸
بگو حرفی که تا چون خط به گرد آن دهان گردم ۱
زبان بسته تا تقریر شرح بیقراری کرد
چو حرف شکوه میخواهم که بر گرد زبان گردم ۲
تو چون سرو روان از پیش من رفتی و میخواهم
ز خجلت آب گردم تا به دنبالت روان گردم ۳
درین دریای خون کز هیچ سوره بر کنارش نیست
دلی خواهم که چون گرداب دایم بر میان گردم ۴
امیدم پیر شد در وعدهگاه انتظار او
کجا شد وعدة دیگر که باز از نو جوان گردم ۵
چنین نامهربانیها که من دیدم عجب نبود
که با من مهربان گردد اگر نامهربان گردم ۶
خیالی گشتهام در ناتوانیها از آن ترسم
که ناگه از نظرگاه سر تیرت نهان گردم ۷
به او رنگی ندارد گریة خونین من فیّاض
به پیش غم گر از هر تار مژگان خونفشان گردم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۸ - به زلف او دل خود را به ابرام آشنا کردم
گوهر بعدی:شماره ۵۵۰ - بسی بگریستم کان شوخ را تندی ز خو بردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.