هوش مصنوعی:
شاعر از رنجها و اندوههای عاشقانه خود میگوید، از اشکهای بیاختیار، تحمل تندی معشوق، و از دست دادن آبرو در راه عشق. او با هزاران اندوه و اندیشه، عاقبت تسلیم ناز معشوق میشود و بار ملامت را به دوش میکشد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به از دست دادن آبرو و ملامتهای اجتماعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۵۰ - بسی بگریستم کان شوخ را تندی ز خو بردم
بسی بگریستم کان شوخ را تندی ز خو بردم
ز سیل گریة بیاختیار آبی به جو بردم ۱
به تحریک هزار اندیشه آه نارسایی را
ز سینه تا به لب آوردم و آخر فرو بردم ۲
متاع دین و دنیا را نبود آن اعتبار آخر
برای خاک کویش تحفه، مشت آبرو بردم ۳
شدم خواهی نخواهی عاقبت قربان ناز او
بسی برد از من او لیکن من این نوبت ازو بردم ۴
نهادم عاقبت فیّاض بر دل بار بدنامی
به دوش خویش تا کوی ملامت این سبو بردم ۵
ز سیل گریة بیاختیار آبی به جو بردم ۱
به تحریک هزار اندیشه آه نارسایی را
ز سینه تا به لب آوردم و آخر فرو بردم ۲
متاع دین و دنیا را نبود آن اعتبار آخر
برای خاک کویش تحفه، مشت آبرو بردم ۳
شدم خواهی نخواهی عاقبت قربان ناز او
بسی برد از من او لیکن من این نوبت ازو بردم ۴
نهادم عاقبت فیّاض بر دل بار بدنامی
به دوش خویش تا کوی ملامت این سبو بردم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۹ - کمان غمزه پر کش کن که تیرت را نشان گردم
گوهر بعدی:شماره ۵۵۱ - غلط کردم دلت را با ترحّم آشنا کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.