هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق شدید خود میگوید که مانند آتشی درونش را میسوزاند. او از بلبل، غنچه، و سرو به عنوان نمادهایی از معشوق و عشق یاد میکند و بیان میکند که چگونه عشق او همه چیز را تحت تأثیر قرار داده است. شاعر همچنین از رهایی و آزادی معشوق سخن میگوید و در نهایت، خود را قربانی این عشق شدید میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و نمادین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید عاشقانه مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۵۵۵ - شب ز شیون بلبل گوینده را آتش زدم
شب ز شیون بلبل گوینده را آتش زدم
در دهان غنچه شکّر خنده را آتش زدم ۱
کردم از سوز درون شرمنده دوزخ را و باز
ز آتش دل دوزخ شرمنده را آتش زدم ۲
با نوازشهای لطف او به بزم اشتیاق
انفعال سر به پیش افکنده را آتش زدم ۳
در تمنّا گاه وصلش دست در آغوش شوق
مردنی کردم که جان زنده را آتش زدم ۴
بود در دل ذوق خندیدن که کردم یاد او
در میان سینه و لب خنده را آتش زدم ۵
سرو او از بندگیهای دل ما عار داشت
سرو را آزاد کردم بنده را آتش زدم ۶
تا شدم دست آزمای بخت بد فیّاضوار
خان و مان طالع فرخنده را آتش زدم ۷
در دهان غنچه شکّر خنده را آتش زدم ۱
کردم از سوز درون شرمنده دوزخ را و باز
ز آتش دل دوزخ شرمنده را آتش زدم ۲
با نوازشهای لطف او به بزم اشتیاق
انفعال سر به پیش افکنده را آتش زدم ۳
در تمنّا گاه وصلش دست در آغوش شوق
مردنی کردم که جان زنده را آتش زدم ۴
بود در دل ذوق خندیدن که کردم یاد او
در میان سینه و لب خنده را آتش زدم ۵
سرو او از بندگیهای دل ما عار داشت
سرو را آزاد کردم بنده را آتش زدم ۶
تا شدم دست آزمای بخت بد فیّاضوار
خان و مان طالع فرخنده را آتش زدم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۴ - در ره او هر دو عالم را به یکدیگر زدم
گوهر بعدی:شماره ۵۵۶ - بلبل عشقم که چون با شوق دمساز آمدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.