هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فداکاری سخن میگوید، از زخمهایی که به پای معشوق متحمل شده و از تلاشهای بیثمرش در رسیدن به مقصود. او از ترس آلودگی دامن معشوق، از بسیاری چیزها گذشت و در نهایت، به خرابات پناه برد و از خانقاه و مدرسه دوری گزید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند خرابات و خانقاه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۵۸ - زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم
زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم
دیدم که بس ارزنده متاعست خریدم ۱
ترسیدم از آلودگی دامن پاکت
در پیش تو ز آن بود که در خون نتپیدم ۲
پرواز گلستان نتوان بیمدد ضعف
تا پر نشکستم به مرادی نرسیدم ۳
تا کعبة مقصد قدمی بیش نبودست
میدان ازل تا به ابد هرزه دویدم ۴
رفتم ز در خانقه و مدرسه فیّاض
تا تنگ در آغوش خرابات خزیدم ۵
دیدم که بس ارزنده متاعست خریدم ۱
ترسیدم از آلودگی دامن پاکت
در پیش تو ز آن بود که در خون نتپیدم ۲
پرواز گلستان نتوان بیمدد ضعف
تا پر نشکستم به مرادی نرسیدم ۳
تا کعبة مقصد قدمی بیش نبودست
میدان ازل تا به ابد هرزه دویدم ۴
رفتم ز در خانقه و مدرسه فیّاض
تا تنگ در آغوش خرابات خزیدم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۷ - خاک پای تو که در چشم تر انباشته بودم
گوهر بعدی:شماره ۵۵۹ - بیرحمی بالای زبر دست تو نازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.