هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از ستم معشوق، اندوه، جنون عشق و ناتوانی در فراموشی مینالد. تصاویری مانند «چاک زدن جامه جان»، «خون اندیشه» و «شیشه حوصه لبریز جنون» نشاندهنده عمق درد و آشفتگی اوست. در پایان، شاعر آرزوی انتقام از معشوق را دارد، اما در عین حال به ناتوانی خود اعتراف میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاطفی پیچیده، درد عشق و یأس است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی تصاویر مانند «خونابه دل» و «لشکر شعله» ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۵۷۸ - وقت شد کز ستمت جامة جان چاک زنم
وقت شد کز ستمت جامة جان چاک زنم
چاک بیداد تو در پیرهن خاک زنم ۱
خون اندیشه ز سودای تو فاسد شده کاش
نشتر برق جنون بر رگ ادراک زنم ۲
بسکه سودای تو پیچید به دل نزدیکست
برق آهی شده در خرمن افلاک زنم ۳
می خونابة دل نشئة دیگر دارد
تا به کی غوطه به خون جگر تاک زنم ۴
شیشة حوصه لبریز جنون شد پس از این
در بیطاقتیِ حلقة فتراک زنم ۵
ای خوشا بخت که از سرمة خاک قدمت
آب بر آتش این دیدة غمناک زنم ۶
داغِعاجز کُشیم ورنه توانم فیّاض
لشکر شعله کشم بر صف خاشاک زنم ۷
چاک بیداد تو در پیرهن خاک زنم ۱
خون اندیشه ز سودای تو فاسد شده کاش
نشتر برق جنون بر رگ ادراک زنم ۲
بسکه سودای تو پیچید به دل نزدیکست
برق آهی شده در خرمن افلاک زنم ۳
می خونابة دل نشئة دیگر دارد
تا به کی غوطه به خون جگر تاک زنم ۴
شیشة حوصه لبریز جنون شد پس از این
در بیطاقتیِ حلقة فتراک زنم ۵
ای خوشا بخت که از سرمة خاک قدمت
آب بر آتش این دیدة غمناک زنم ۶
داغِعاجز کُشیم ورنه توانم فیّاض
لشکر شعله کشم بر صف خاشاک زنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۷ - میتوانم ای فلک گر دست بر ترکش زنم
گوهر بعدی:شماره ۵۷۹ - ز ابر دیده در و دشت را پر آب کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.