هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات غمانگیز و عاشقانه خود سخن میگوید. او از گریههای فراوان، اضطراب، و تمایل به نابودی سخن میگوید. همچنین، از عشق و شهادت در راه آن یاد میکند و احساس میکند که آسمان نیز با او دشمن است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شهادت و اضطراب نیاز به درک بالاتری از احساسات و تجربیات زندگی دارند.
شماره ۵۷۹ - ز ابر دیده در و دشت را پر آب کنم
ز ابر دیده در و دشت را پر آب کنم
ز رشحة مژه خون در دل سحاب کنم ۱
چنین که سر بسرم جوشِ گریه، نزدیکست
که زهرة فلک از بیم سیل آب کنم ۲
مثل شدست به بدیمنی آسمان کهن
همان بهست که این خانه را خراب کنم ۳
حرام باد به من لذت شهادت عشق
اگر به زیر دم تیغت اضطراب کنم ۴
نهشت یک مژه سیلابِ گریهام فیّاض
که یک شب این مژه را آشنای خواب کنم ۵
ز رشحة مژه خون در دل سحاب کنم ۱
چنین که سر بسرم جوشِ گریه، نزدیکست
که زهرة فلک از بیم سیل آب کنم ۲
مثل شدست به بدیمنی آسمان کهن
همان بهست که این خانه را خراب کنم ۳
حرام باد به من لذت شهادت عشق
اگر به زیر دم تیغت اضطراب کنم ۴
نهشت یک مژه سیلابِ گریهام فیّاض
که یک شب این مژه را آشنای خواب کنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۸ - وقت شد کز ستمت جامة جان چاک زنم
گوهر بعدی:شماره ۵۸۰ - کی بود دل ز می وصل تو سرشار کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.