هوش مصنوعی:
این شعر از عشق، رنجهای عاشقانه، و بخششهای بیچشمداشت سخن میگوید. شاعر از تجربههای تلخ و شیرین عشق میگوید که گاه به خود و گاه به دیگران اختصاص یافته است. همچنین، از نالههای درونی و آههای آتشین که به آسمان رسیدهاند، یاد میکند. شاعر به خاصیت انتقالپذیر عشق اشاره دارد و از گمکردن راه در بازی عشق سخن میگوید. در پایان، از بخششهای بیمنت خود به دیگران و کمدیدنِ قدردانی از سوی آنان گلایه میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای روحی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۰۶ - گاه خود خوردیم و گاهی صرف مردم کردهایم
گاه خود خوردیم و گاهی صرف مردم کردهایم
مدّتی از پهلوی دل ما تنعّم کردهایم ۱
ناله گر در دل شکستیم از شکیبایی نبود
آتشین بود آه، بر گردون ترحّم کردهایم ۲
نشئهٔی شاید ببخشد عمر اگر باقی بود
بادهای از خون دل عمریست در خم کردهایم ۳
عشق از خاصّیت خود میرساند دل به دل
ورنه ما در عشقبازی راه خود گم کردهایم ۴
کاشیان فیّاض از ما آب رو کم دیدهاند
آب روی خویش صرف مردم قم کردهایم ۵
مدّتی از پهلوی دل ما تنعّم کردهایم ۱
ناله گر در دل شکستیم از شکیبایی نبود
آتشین بود آه، بر گردون ترحّم کردهایم ۲
نشئهٔی شاید ببخشد عمر اگر باقی بود
بادهای از خون دل عمریست در خم کردهایم ۳
عشق از خاصّیت خود میرساند دل به دل
ورنه ما در عشقبازی راه خود گم کردهایم ۴
کاشیان فیّاض از ما آب رو کم دیدهاند
آب روی خویش صرف مردم قم کردهایم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۵ - راه بیرون شد درین دشت الم گم کردهایم
گوهر بعدی:شماره ۶۰۷ - در شمار کوی جانان کعبه را که دیدهایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.