هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از عشق و حسرت سخن میگوید، از معشوق میخواهد که پردهها را کنار بزند و به او توجه کند. او از درد فراق و بیقراری مینالد و از معشوق میخواهد که با لطفش او را از این حالت نجات دهد. شاعر همچنین به بیاعتباری خود در نزد معشوق اشاره میکند و آرزو میکند که دوباره اعتبارش را باز یابد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۴۴ - برافکن پرده و از عکس آن رونوبهارم کن
برافکن پرده و از عکس آن رونوبهارم کن
درآ در جلوه و از داغ حسرت لالهزارم کن ۱
شرم چون کشتة ناز تو بهر خونبهای من
زمین جلوهگاه خویش را وقف مزارم کن ۲
ز لطف آشکارت قدر من پوشیده میماند
به پنهانی بیا در پیش مردم آشکارم کن ۳
مرا تا از نظر انداختی با خاک یکسانم
بیا بر رغم گردون یک کف خاک اعتبارم کن ۴
قرار صبر با خود دادهام اما پشیمانم
بگو فیّاض ازو حرفیّ و دیگر بیقرارم کن ۵
درآ در جلوه و از داغ حسرت لالهزارم کن ۱
شرم چون کشتة ناز تو بهر خونبهای من
زمین جلوهگاه خویش را وقف مزارم کن ۲
ز لطف آشکارت قدر من پوشیده میماند
به پنهانی بیا در پیش مردم آشکارم کن ۳
مرا تا از نظر انداختی با خاک یکسانم
بیا بر رغم گردون یک کف خاک اعتبارم کن ۴
قرار صبر با خود دادهام اما پشیمانم
بگو فیّاض ازو حرفیّ و دیگر بیقرارم کن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۳ - اگر چشمت کند یک عشوة مستانه در گلشن
گوهر بعدی:شماره ۶۴۵ - گر جام میی داری عزم لبِجویی کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.