هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و حزنانگیز از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از سوختن جان و دل در آتش عشق و آزمونهای سخت معشوق مینالد. احساساتی مانند حسرت، غم، و ناامیدی در سراسر شعر مشهود است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای شدید مانند سوختن و رنج ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۶۷۹ - دوش کردی پرسش گرمی که جانم سوختی
دوش کردی پرسش گرمی که جانم سوختی
آشکارا لطف کردی و نهانم سوختی ۱
موج تبخال از دلم تا ساحل لب میرسد
بس که مغز آرزو در استخوانم سوختی ۲
دوش با سبّابة مژگان گرفتی نبض دل
خون طاقت در رگ تاب و توانم سوختی ۳
میزدی آبی بر آتش از برون پرده لیک
آتشی افروختی در دل که جانم سوختی ۴
گوش افکندی که پرسی حال و از شرم سخن
حسرت صد شکوه در کام زبانم سوختی ۵
رنگ غم دیدی که از خاکسترم بیرون نرفت
ای که صد بار از برای امتحانم سوختی ۶
شعلة برق نگاهی سر به جان دادی کز آن
در درون سینه صد راز نهانم سوختی ۷
آتشی افروختی ای ناله در جان حزین
خود برون جستی و غافل در میانم سوختی ۸
باز دل فیّاض در آتش گرو داری که دوش
نالهای کردی که جان ناتوانم سوختی ۹
آشکارا لطف کردی و نهانم سوختی ۱
موج تبخال از دلم تا ساحل لب میرسد
بس که مغز آرزو در استخوانم سوختی ۲
دوش با سبّابة مژگان گرفتی نبض دل
خون طاقت در رگ تاب و توانم سوختی ۳
میزدی آبی بر آتش از برون پرده لیک
آتشی افروختی در دل که جانم سوختی ۴
گوش افکندی که پرسی حال و از شرم سخن
حسرت صد شکوه در کام زبانم سوختی ۵
رنگ غم دیدی که از خاکسترم بیرون نرفت
ای که صد بار از برای امتحانم سوختی ۶
شعلة برق نگاهی سر به جان دادی کز آن
در درون سینه صد راز نهانم سوختی ۷
آتشی افروختی ای ناله در جان حزین
خود برون جستی و غافل در میانم سوختی ۸
باز دل فیّاض در آتش گرو داری که دوش
نالهای کردی که جان ناتوانم سوختی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۸ - دعوت عشق است اینکه بار نیابی
گوهر بعدی:شماره ۶۸۰ - ز اوج عشق نداریم مطلب دگری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.