هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عرفانی و معنوی است که در آن شاعر از خداوند میخواهد که همیشه حضور داشته باشد و درد و غم را از بین ببرد. شاعر بیان میکند که حتی اگر خودش نباشد، خداوند باید باشد و به عنوان مرهم دلهای مجروح عمل کند. او امیدوار است که خداوند همیشه در دلش باشد و شبها را به روز تبدیل کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و معنوی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شاعرانه و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۹۰ - الهی تا بود دنیا تو باشی
الهی تا بود دنیا تو باشی
نباشد درد و غم هر جا تو باشی ۱
بود تا عشق را دلهای مجروح
الهی مرهم دلها تو باشی ۲
منم امروز و فردا لیک چندان
که هست امروز را فردا تو باشی ۳
اگر من با تو در هستی نگنجم
الهی من نباشم تا تو باشی ۴
ز من پنهان چه میگردی همان به
که من پنهان شوم پیدا تو باشی ۵
به این امید شبها روز سازم
که روزم در دل شبها تو باشی ۶
ز دل فیّاض را هم، دور کردم
که دایم در دلم تنها تو باشی ۷
نباشد درد و غم هر جا تو باشی ۱
بود تا عشق را دلهای مجروح
الهی مرهم دلها تو باشی ۲
منم امروز و فردا لیک چندان
که هست امروز را فردا تو باشی ۳
اگر من با تو در هستی نگنجم
الهی من نباشم تا تو باشی ۴
ز من پنهان چه میگردی همان به
که من پنهان شوم پیدا تو باشی ۵
به این امید شبها روز سازم
که روزم در دل شبها تو باشی ۶
ز دل فیّاض را هم، دور کردم
که دایم در دلم تنها تو باشی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۹ - عهدم همه جا، عهد شکن بلکه تو باشی
گوهر بعدی:شماره ۶۹۱ - زهی به پیش لبت کار عقل مدهوشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.