هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر دلتنگی و اشتیاق شاعر به معشوق است. او از خیال و یاد معشوق در دلش میگوید و از آشفتگی خاطرش سخن میراند. شاعر از زلف پریشان و مژگان معشوق یاد میکند و آرزو میکند که بتواند دوباره او را ببیند. همچنین، او از آیین مسلمانان ابراز ملالت میکند و به دنبال ایمانی تازه است.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است نیاز به تفسیر و توضیح داشته باشند که برای گروه سنی بالاتر مناسبتر است.
شماره ۶۹۵ - هنوزم میخلد در دل خیال نوک مژگانی
هنوزم میخلد در دل خیال نوک مژگانی
هنوز آشفته دارد خاطرم زلف پریشانی ۱
خیال زلف او را شب همه بر گرد دل دارم
که تا بینم بیاد او مگر خواب پریشانی ۲
ببویی کز تو میآرد صبا بر هم خورد گلشن
چه خواهد شد اگر خود بگذری سوی گلستانی ۳
ز آیین مسلمانان ملولم میروم چندی
که سازم تازه ایمانی به دست نامسلمانی ۴
دمی از کاوش من یاد مژگانش نیاساید
گمان دارد هنوز آن غمزه در سر کار من جانی ۵
عجب دارم تواند زد بهم جمعیت غنچه
نباشد با صبا گر بویی از زلف پریشانی ۶
ندارم با کسی پرخاش اگر فیّاض معذورم
درین میدان برای خود ندیدم مرد میدانی ۷
هنوز آشفته دارد خاطرم زلف پریشانی ۱
خیال زلف او را شب همه بر گرد دل دارم
که تا بینم بیاد او مگر خواب پریشانی ۲
ببویی کز تو میآرد صبا بر هم خورد گلشن
چه خواهد شد اگر خود بگذری سوی گلستانی ۳
ز آیین مسلمانان ملولم میروم چندی
که سازم تازه ایمانی به دست نامسلمانی ۴
دمی از کاوش من یاد مژگانش نیاساید
گمان دارد هنوز آن غمزه در سر کار من جانی ۵
عجب دارم تواند زد بهم جمعیت غنچه
نباشد با صبا گر بویی از زلف پریشانی ۶
ندارم با کسی پرخاش اگر فیّاض معذورم
درین میدان برای خود ندیدم مرد میدانی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۴ - گمنام گرد و باش فراموش عالمی
گوهر بعدی:شماره ۶۹۶ - کسی را شد مسلّم نکته دانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.