هوش مصنوعی:
این شعر از زبان عاشقی بیان میشود که از بیمهری و جفای معشوق شکایت دارد. شاعر احساس درد و رنج ناشی از این بیمهری را توصیف میکند و از معشوق میخواهد که به او نزدیک شود. همچنین، او از تنهایی و غم ناشی از این عشق نافرجام میگوید و معشوق را به بیوفایی متهم میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل موضوعات عاشقانهای است که با درد و رنج همراه است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و بیمهری نیاز به درک عاطفی بالاتری دارند.
شمارهٔ ۵۲ - در غزل است
ای در دل عاشقان تو درد
و ای چهره دوستان تو زرد ۱
از جمله عاشقان منم طاق
وز باره نیکوان توئی فرد ۲
سر برزند از غم تو هر شب
از برج دلم ستاره درد ۳
تا چند ره تو بایدم رفت
تاچند غم تو بایدم خورد ۴
یک روز برم نیائی آخر
ای عشوه فروش ناجوانمرد ۵
وقت تو عزیز باشد ای جان
خلوت نتوان ز تو طلب کرد ۶
در حجره عاشق آی و منشین
بر پای سلام کن و برگرد ۷
هر چند که کودکی و نادان
چون طیره دهی مرا زهی مرد ۸
بد مهر کسی و بی محابا
کز مرد همی برآوری گرد ۹
فرزند که بودی از که زادی
گوئیت کدام دایه پرورد ۱۰
درد او جفا تو از قوامی
بی مهره به مهر برده ای نرد ۱۱
و ای چهره دوستان تو زرد ۱
از جمله عاشقان منم طاق
وز باره نیکوان توئی فرد ۲
سر برزند از غم تو هر شب
از برج دلم ستاره درد ۳
تا چند ره تو بایدم رفت
تاچند غم تو بایدم خورد ۴
یک روز برم نیائی آخر
ای عشوه فروش ناجوانمرد ۵
وقت تو عزیز باشد ای جان
خلوت نتوان ز تو طلب کرد ۶
در حجره عاشق آی و منشین
بر پای سلام کن و برگرد ۷
هر چند که کودکی و نادان
چون طیره دهی مرا زهی مرد ۸
بد مهر کسی و بی محابا
کز مرد همی برآوری گرد ۹
فرزند که بودی از که زادی
گوئیت کدام دایه پرورد ۱۰
درد او جفا تو از قوامی
بی مهره به مهر برده ای نرد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۱ - در غزل است
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۳ - در غزل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.