هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از درد هجران و عشق ناکام مینالد، اما در نهایت به این نتیجه میرسد که این درد به او صبر و قوت بخشیده است. او از طبیعت و عناصر آن مانند گل، خار، کوه و سیل برای بیان احساسات خود استفاده میکند و به قدرت و استقامت خود در برابر مشکلات اشاره دارد. همچنین، شاعر از عشق و مستی سخن میگوید و از خداوند میخواهد که روزی او را با آتش نیازارد. در پایان، شاعر به بلند شدن فکر خود از شب زندهداری اشاره میکند و از خداوند به خاطر چشمان بیدارش سپاسگزاری میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۱ - هجرش آخر کرد خرم جان افگار مرا
هجرش آخر کرد خرم جان افگار مرا
عاقبت این درد صحت داد بیمار مرا ۱
از چمن بیرون نخواهم برد مژگان درشت
تا نسازد گل به دامن باغبان خار مرا ۲
دامن پر سنگ اینجا همچو کوه ایستاده ام
سیل نتواند ز جا جنباند دیوار مرا ۳
از سر مستی کند در پای منبر رقصها
بر سر واعظ اگر مانند دستار مرا ۴
تاب عشق لاله رخساران ندارم بیش ازین
روزیی آتش مکن یارب خس و خار مرا ۵
سیدا فکر من از شب زنده داری شد بلند
حق بسیار است با من چشم بیدار مرا ۶
عاقبت این درد صحت داد بیمار مرا ۱
از چمن بیرون نخواهم برد مژگان درشت
تا نسازد گل به دامن باغبان خار مرا ۲
دامن پر سنگ اینجا همچو کوه ایستاده ام
سیل نتواند ز جا جنباند دیوار مرا ۳
از سر مستی کند در پای منبر رقصها
بر سر واعظ اگر مانند دستار مرا ۴
تاب عشق لاله رخساران ندارم بیش ازین
روزیی آتش مکن یارب خس و خار مرا ۵
سیدا فکر من از شب زنده داری شد بلند
حق بسیار است با من چشم بیدار مرا ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - ای خط سبزت بهار محشر آوارهها
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - ای به یادت چشمه زمزم در کاشانهها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.