هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و ناامیدی فردا میگوید و از تلاش برای تسلی یافتن با وعدههای آینده. او دل خود را از غیر خالی کرده و به امید پرواز مانند مورچه از اعضای خود سخن میگوید. همچنین از عشق و دلبستگی به معشوق و رنجهای ناشی از آن یاد میکند. در پایان، از نیاز به شراب برای فراموشی و رهایی از این دردها سخن میگوید.
رده سنی:
18+
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین اشاره به مصرف شراب و مفاهیم مرتبط با آن، این متن را برای گروه سنی بالاتر مناسب میسازد.
شماره ۷۹ - ساقیا می ده که موج او برد از جا مرا
ساقیا می ده که موج او برد از جا مرا
گردبادآسا به یک دور افگند از پا مرا ۱
بی جنونی نیستم از سایه وحشت می کنم
ناله زنجیر می آید ز نقش پا مرا ۲
تشنه ام همچون صدف یک قطره سیرابم کند
نیستم گرداب سرگردان کند دریا مرا ۳
از غم فردا به چشم اشکبارم نم نماند
می رود چون شمع آخر سر درین سودا مرا ۴
یوسفم باشد کنار شهر آغوش پدر
چون دهان گرگ باشد لاله صحرا مرا ۵
دانه خال تو هر جا پهن سازد دام خویش
بالها پیدا شود چون مور از اعضا مرا ۶
خانه دل سیدا از غیر خالی کرده ام
می دهد بهر تسلی وعده بر فردا مرا ۷
گردبادآسا به یک دور افگند از پا مرا ۱
بی جنونی نیستم از سایه وحشت می کنم
ناله زنجیر می آید ز نقش پا مرا ۲
تشنه ام همچون صدف یک قطره سیرابم کند
نیستم گرداب سرگردان کند دریا مرا ۳
از غم فردا به چشم اشکبارم نم نماند
می رود چون شمع آخر سر درین سودا مرا ۴
یوسفم باشد کنار شهر آغوش پدر
چون دهان گرگ باشد لاله صحرا مرا ۵
دانه خال تو هر جا پهن سازد دام خویش
بالها پیدا شود چون مور از اعضا مرا ۶
خانه دل سیدا از غیر خالی کرده ام
می دهد بهر تسلی وعده بر فردا مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸ - ز چشمم قمریان دارند تعلیم پریدنها
گوهر بعدی:شماره ۸۰ - زد بر زمین چو نقش قدم آسمان مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.