هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهٔ تنهایی، سرگردانی، و رنجهای روحی است. او خود را مانند بید مجنون، شمعی در میان پروانهها، و گلهایی در هوا توصیف میکند که در عین زیبایی، در بند هستی مانده است. شاعر از غمها و ناامیدیهای خود میگوید و احساس میکند که مانند پیرانی است که بار سنگین زندگی را بر دوش میکشند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساساتی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند سرگردانی و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۹۹ - پیرم و بار گران بر کف عصا باشد مرا
پیرم و بار گران بر کف عصا باشد مرا
افتم از پا گر به پهلو متکا باشد مرا ۱
رحم می آید به سرگردانیم پروانه را
خانه روشن از چراغ آسیا باشد مرا ۲
از زبان خامه ام بیرون نمی آید صدا
در گلستان عندلیب بینوا باشد مرا ۳
می زند پهلو کلاه من به تاج خسروی
ساغر جم کاسه دست گدا باشد مرا ۴
می زند چون سبزه بیگانه بر من دست رد
با وجود آنکه گلچین آشنا باشد مرا ۵
نیست همچون غنچه ام دلتنگی با مشت زر
همچو برگ تاک دایم دست وا باشد مرا ۶
دارم از فکر سخن پیوسته رو بر آسمان
در گلستان سینه چون گل بر هوا باشد مرا ۷
شعله را نبود به جز بال سمندر قدردان
شمعم و در دیده پروانه جا باشد مرا ۸
چشم پیران را تماشای چمن زیبنده است
بید مجنونم نظر بر پشت پا باشد مرا ۹
سیدا چون غافلان در بند هستی مانده ام
بر کمر زنجیر از بند قبا باشد مرا ۱۰
افتم از پا گر به پهلو متکا باشد مرا ۱
رحم می آید به سرگردانیم پروانه را
خانه روشن از چراغ آسیا باشد مرا ۲
از زبان خامه ام بیرون نمی آید صدا
در گلستان عندلیب بینوا باشد مرا ۳
می زند پهلو کلاه من به تاج خسروی
ساغر جم کاسه دست گدا باشد مرا ۴
می زند چون سبزه بیگانه بر من دست رد
با وجود آنکه گلچین آشنا باشد مرا ۵
نیست همچون غنچه ام دلتنگی با مشت زر
همچو برگ تاک دایم دست وا باشد مرا ۶
دارم از فکر سخن پیوسته رو بر آسمان
در گلستان سینه چون گل بر هوا باشد مرا ۷
شعله را نبود به جز بال سمندر قدردان
شمعم و در دیده پروانه جا باشد مرا ۸
چشم پیران را تماشای چمن زیبنده است
بید مجنونم نظر بر پشت پا باشد مرا ۹
سیدا چون غافلان در بند هستی مانده ام
بر کمر زنجیر از بند قبا باشد مرا ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸ - شمعم و هرگز نمی سازد کسی روشن مرا
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰ - در بهار از فاقه رنگ زعفران باشد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.