هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، توصیفی شاعرانه از عشق و دل‌باختگی است. شاعر با تصاویری مانند زلف یار، خال او، و میخانه، حالات عاشقانه و سوزناک خود را بیان می‌کند. در پایان نیز با مژده‌ای به دل، از به دست آوردن معشوق سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و استعاره‌های شعری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم مانند میخانه و مستی نیاز به درک ادبی و بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۱۵ - خال او در بند آن زلف چو شست افتاده است

خال او در بند آن زلف چو شست افتاده است
مژده باد ای دل که دزد من به دست افتاده است ۱

بر سرش خورشید همچون ذره می آید به رقص
هر که درین کوی همچون خاک پست افتاده است ۲

از در میخانه تا آن شوخ چشم من گذشت
ساغر از خود رفته است و شیشه مست افتاده است ۳

از ته دل سوخته بر حال من همچون کباب
دیده هر کس که با آن می پرست افتاده است ۴

خصم چون از خانه خیزد سیدا باشد بلا
زلف او را بنگر از خط صد شکست افتاده است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۴ - دل مرا با داغ آن ناآشنا پیچیده است
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶ - همره اغیار آن گل سر به صحرا کرد و رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.