هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و پراحساس است که در آن شاعر از عشق و درد فراق سخن میگوید. او از سنگهایی میگوید که بر سر راهش قرار دارند و از معشوقی که حضور و عدم حضورش هر دو دردناک است. شاعر از زیبایی و جذبههای معشوق میگوید که همزمان مایهی شادی و رنج اوست.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۴۱ - روزیم هر روز دشنام از دهان تنگ توست
روزیم هر روز دشنام از دهان تنگ توست
روز و شب همچون صراحی چشم من بر سنگ توست ۱
از دکانت گر گذر سازم رسد پایم به سنگ
گر نشینم بر تماشای جمالت ننگ توست ۲
پیکرم از دیدنت فواره آتش شود
آن که خونم را به جوش آرد در اعضا رنگ توست ۳
گوشم از آواز تو بالین عشرتها شدست
در کدامین پرده ها ای خوشنوا آهنگ توست ۴
سیدا امروز در پیش دکان او مرو
سنگها ایستاده بر کف مستعد جنگ توست ۵
روز و شب همچون صراحی چشم من بر سنگ توست ۱
از دکانت گر گذر سازم رسد پایم به سنگ
گر نشینم بر تماشای جمالت ننگ توست ۲
پیکرم از دیدنت فواره آتش شود
آن که خونم را به جوش آرد در اعضا رنگ توست ۳
گوشم از آواز تو بالین عشرتها شدست
در کدامین پرده ها ای خوشنوا آهنگ توست ۴
سیدا امروز در پیش دکان او مرو
سنگها ایستاده بر کف مستعد جنگ توست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰ - تا در آغوش گلستان من آن سرو قد است
گوهر بعدی:شماره ۱۴۲ - از نظر تا ابروی او رفت دینم رفته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.