هوش مصنوعی:
این شعر از مشکلات زندگی، ناپایداری دنیا، و رهایی از تعلقات دنیوی سخن میگوید. شاعر از ظلم زمانه، بیعدالتی، و نابسامانیهای اجتماعی گلایه دارد و بر بینیازی از قدرت و ثروت تأکید میکند. همچنین، به صبر و تحمل در برابر سختیها اشاره شده و از دردهای عاطفی و روحی نیز سخن به میان آمده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق اجتماعی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی مفاهیم انتقادی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۶۷ - چشم تو را طبیب کجا می کند علاج
چشم تو را طبیب کجا می کند علاج
این چشم را به دیدن کس نیست احتیاج ۱
تنگ آمدم ز دست دل بی قرار خود
چون غنچه خون خورد پدر از طفل بدمزاج ۲
آزاده از حکومت ایام فارغ است
از سرو هیچ کس نگرفتست خرج و باج ۳
ای شاه حسن صبر و تحمل ز من مخواه
از کشور خراب بخسته کسی خراج ۴
از بی ترددی سخنم ناشنیده ماند
این جنس را کشادن دکان دهد رواج ۵
بر دوش سیدا مفگن سایه ای هما
دیوانه را کجاست تمنای تخت و تاج ۶
این چشم را به دیدن کس نیست احتیاج ۱
تنگ آمدم ز دست دل بی قرار خود
چون غنچه خون خورد پدر از طفل بدمزاج ۲
آزاده از حکومت ایام فارغ است
از سرو هیچ کس نگرفتست خرج و باج ۳
ای شاه حسن صبر و تحمل ز من مخواه
از کشور خراب بخسته کسی خراج ۴
از بی ترددی سخنم ناشنیده ماند
این جنس را کشادن دکان دهد رواج ۵
بر دوش سیدا مفگن سایه ای هما
دیوانه را کجاست تمنای تخت و تاج ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۶ - روزگاری شد که پشتم از غم دوران دوتاست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۸ - بیا و باده کش ای محتسب به پای قدح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.