هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مفاهیمی مانند سرگشتگی، از دست دادن، خشکسالی، و ناامیدی سخن میگوید. اشعار به وضعیت نابسامان زندگی، از بین رفتن نعمتها، و رنجهای انسان اشاره دارد. همچنین، از عناصری مانند باد، آب، و طبیعت برای بیان احساسات استفاده شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی آن نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارد.
شماره ۱۸۵ - در گلستان سایه تازان قامت رعنا فتاد
در گلستان سایه تازان قامت رعنا فتاد
سرو را چون بید مجنون لرزه بر اعضا فتاد ۱
خیرگاه حاتم طایی که بر پا کرده بود
حیف در ایام این بی دولتان از پا فتاد ۲
ساغر خود چون حباب از تشنگی بردم به بحر
آن هم از دستم جدا گردید و بر دریا فتاد ۳
شد دهانم خشک تا آمد مرا آبی به چشم
تا لب نانی به دست افتاد دندان ها فتاد ۴
بزم آخر گشت و از میخانه آثاری نماند
کار ساقی این زمان بر ساغر و مینا فتاد ۵
سیدا بیرون نیاید گردباد از پیچ و تاب
می کند سرگشته دوران هر که در صحرا فتاد ۶
سرو را چون بید مجنون لرزه بر اعضا فتاد ۱
خیرگاه حاتم طایی که بر پا کرده بود
حیف در ایام این بی دولتان از پا فتاد ۲
ساغر خود چون حباب از تشنگی بردم به بحر
آن هم از دستم جدا گردید و بر دریا فتاد ۳
شد دهانم خشک تا آمد مرا آبی به چشم
تا لب نانی به دست افتاد دندان ها فتاد ۴
بزم آخر گشت و از میخانه آثاری نماند
کار ساقی این زمان بر ساغر و مینا فتاد ۵
سیدا بیرون نیاید گردباد از پیچ و تاب
می کند سرگشته دوران هر که در صحرا فتاد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۴ - چو تیغ در کمر آن رشک آفتاب کند
گوهر بعدی:شماره ۱۸۶ - جلوه گر روزی که در گشن قد او می شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.