هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، احساسات عمیق عاشقانه و دلتنگی را بیان میکند. شاعر از زیبایی معشوق، تأثیر نگاه او بر دل، و رنجهای عشق سخن میگوید. همچنین، از تشبیهات زیبا مانند مقایسه رخ معشوق با آینه و تأثیر قد او بر زمین استفاده شده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی احساسات شدید عاشقانه و دلشکستگی هستند که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۸۴ - چو تیغ در کمر آن رشک آفتاب کند
چو تیغ در کمر آن رشک آفتاب کند
دلم چو ذره تپد خونم اضطراب کند ۱
رخ تو آئینه را دیده پر آب کند
قدت به جلوه زمین را در اضطراب کند ۲
چرا به کشتن عشاق سعی می سازی
ندیده ایم کسی ملک خود خراب کند ۳
ستمگر تو که چشمت دل من از مستی
هلاک سازد و آویزد و کباب کند ۴
بهشت را طلبش در نظر نمی آرد
کسی که با تو شبی سیر ماهتاب کند ۵
شکست در صف دلهای سرکشان افتد
گهی که غمزه تو پای در رکاب کند ۶
به لوح سینه خود نقش بستم ابرویت
کسی که بیت نکو یافت انتخاب کند ۷
حرارتی به خود ای سیدا نمی بینم
مروتی مگر امروز آفتاب کند ۸
دلم چو ذره تپد خونم اضطراب کند ۱
رخ تو آئینه را دیده پر آب کند
قدت به جلوه زمین را در اضطراب کند ۲
چرا به کشتن عشاق سعی می سازی
ندیده ایم کسی ملک خود خراب کند ۳
ستمگر تو که چشمت دل من از مستی
هلاک سازد و آویزد و کباب کند ۴
بهشت را طلبش در نظر نمی آرد
کسی که با تو شبی سیر ماهتاب کند ۵
شکست در صف دلهای سرکشان افتد
گهی که غمزه تو پای در رکاب کند ۶
به لوح سینه خود نقش بستم ابرویت
کسی که بیت نکو یافت انتخاب کند ۷
حرارتی به خود ای سیدا نمی بینم
مروتی مگر امروز آفتاب کند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - مبادا کار من با چشمت ای مژگان خدنگ افتد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - در گلستان سایه تازان قامت رعنا فتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.