هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عناصر طبیعت و تصاویر شاعرانه برای بیان احساسات عاشقانه و غمگین استفاده میکند. در آن از مفاهیمی مانند انتقام، رقابت، زیبایی و عشق صحبت شده است. تصاویری مانند گلستان، سبزه، ساغر، خنجر و فانوس برای انتقال مفاهیم به کار رفتهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از تصاویر مانند خنجر و انتقام ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۹۴ - چشم شوخش در گلستان آمد و خنجر کشید
چشم شوخش در گلستان آمد و خنجر کشید
نرگس از برگ گل سوسن سپر بر سر کشید ۱
باغبان فرمود گلشن را به استقبال او
گل به ایثار قدومش در طبق ها زر کشید ۲
سبزه بر سر داشت با خطش کند گردنکشی
جبرئیل سنبل زلفش رسید و بر کشید ۳
قامتش در خانه فانوس باشد جلوه گر
بر سر بازار آمد شمع و خود را بر کشید ۴
تا سحر می آمد از مهتاب من بوی کباب
آن بت شبگرد من امشب کجا ساغر کشید ۵
صفحه رخسار او را کرد خط زیر و زبر
سبزه بیگانه آخر زین گلستان سر کشید ۶
سیدا عکس رقیب آئینه ام را زد به سنگ
انتقام خویش این زنگی ز روشنگر کشید ۷
نرگس از برگ گل سوسن سپر بر سر کشید ۱
باغبان فرمود گلشن را به استقبال او
گل به ایثار قدومش در طبق ها زر کشید ۲
سبزه بر سر داشت با خطش کند گردنکشی
جبرئیل سنبل زلفش رسید و بر کشید ۳
قامتش در خانه فانوس باشد جلوه گر
بر سر بازار آمد شمع و خود را بر کشید ۴
تا سحر می آمد از مهتاب من بوی کباب
آن بت شبگرد من امشب کجا ساغر کشید ۵
صفحه رخسار او را کرد خط زیر و زبر
سبزه بیگانه آخر زین گلستان سر کشید ۶
سیدا عکس رقیب آئینه ام را زد به سنگ
انتقام خویش این زنگی ز روشنگر کشید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۳ - زلف تو شام بوی و جبین صبحگاه عید
گوهر بعدی:شماره ۱۹۵ - آمد خزان و سیر چمن آرزو نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.