هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناکامیها و تلخیهای زندگی خود میگوید. او از عدم بهرهمندی از تلاشهایش، غم معیشت، بیتوجهی روزگار و نرسیدن به آرزوها شکایت دارد. با این حال، در برخی ابیات مانند «شکر خدا که دهر مرا گوش کر نداد»، نوعی تسلیم و رضایت به تقدیر نیز دیده میشود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، همچنین استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده، درک کامل آن را برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار میسازد.
شماره ۲۹۹ - آمد بهار و رفتن خود را خبر نداد
آمد بهار و رفتن خود را خبر نداد
با ساکنان باغ ندای سفر نداد ۱
هر نخل آرزو که نشاندیم بر زمین
دادیم آب سبز نگشت و ثمر نداد ۲
شبنم وداع کرد و به ما چشم تر گذاشت
ما را به غیر آبله زاد سفر نداد ۳
اقبال را خریدم و بی زر فروختم
سودای این کلاه مرا درد سر نداد ۴
از گریه های خویش نگشتیم کامیاب
دریا چه شد که قطره ما را گهر نداد ۵
چشم و دلم پر است چو بادام این چمن
دوران چو غنچه گر چه مرا مشت زر نداد ۶
دنیاپرست بی خبر از حلقه در است
شکر خدا که دهر مرا گوش کر نداد ۷
از بس که روز و شب به غم رزق و روزیم
فیضی به ما تردد شام و سحر نداد ۸
از کلک خویش بهره ندیدم چو سیدا
از ذوق تلخکامیم این نیشکر نداد ۹
با ساکنان باغ ندای سفر نداد ۱
هر نخل آرزو که نشاندیم بر زمین
دادیم آب سبز نگشت و ثمر نداد ۲
شبنم وداع کرد و به ما چشم تر گذاشت
ما را به غیر آبله زاد سفر نداد ۳
اقبال را خریدم و بی زر فروختم
سودای این کلاه مرا درد سر نداد ۴
از گریه های خویش نگشتیم کامیاب
دریا چه شد که قطره ما را گهر نداد ۵
چشم و دلم پر است چو بادام این چمن
دوران چو غنچه گر چه مرا مشت زر نداد ۶
دنیاپرست بی خبر از حلقه در است
شکر خدا که دهر مرا گوش کر نداد ۷
از بس که روز و شب به غم رزق و روزیم
فیضی به ما تردد شام و سحر نداد ۸
از کلک خویش بهره ندیدم چو سیدا
از ذوق تلخکامیم این نیشکر نداد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۸ - ماه رخسار تو امشب شمع بزم ناله بود
گوهر بعدی:شماره ۳۰۰ - فصل خزان رسید و نشاط و طرب نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.