هوش مصنوعی:
این شعر به بیان تغییرات و نابودی ارزشها و آرزوها در طول زمان میپردازد. از بین رفتن دوستیها، امیدها، و فضایل اخلاقی مانند حیا و ادب، و همچنین خاموشی قلم و از دست رفتن گرمای زندگی، از مضامین اصلی آن است. شاعر احساس میکند که در این دوران، چیزی از گذشته باقی نمانده و همه چیز به پایان رسیده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و اندوهبار موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و مضامین پیچیدهتر دارد.
شماره ۳۰۰ - فصل خزان رسید و نشاط و طرب نماند
فصل خزان رسید و نشاط و طرب نماند
کاری مرا به مشغله روز و شب نماند ۱
باد خزان ربود حرارت ز آفتاب
در شمع بزم اهل جهان تاب و تب نماند ۲
تمکین ز شیخ شد ز مریدان سکوت رفت
در بزرگان حیا و به طفلان ادب نماند ۳
باغ امیدواریی ما را هوا رسید
در عهد ما به نخل تمنا رطب نماند ۴
شد صفحه ها سفید زبان قلم خموش
بر لوح سینه ها رقم منتخب نماند ۵
تا خیرگاه حاتم طی گشت سرنگون
جز خاک توده یی به دیار عرب نماند ۶
مردود کرد خصم تو را دهر سیدا
در هیچ سینه دوستی بولهب نماند ۷
کاری مرا به مشغله روز و شب نماند ۱
باد خزان ربود حرارت ز آفتاب
در شمع بزم اهل جهان تاب و تب نماند ۲
تمکین ز شیخ شد ز مریدان سکوت رفت
در بزرگان حیا و به طفلان ادب نماند ۳
باغ امیدواریی ما را هوا رسید
در عهد ما به نخل تمنا رطب نماند ۴
شد صفحه ها سفید زبان قلم خموش
بر لوح سینه ها رقم منتخب نماند ۵
تا خیرگاه حاتم طی گشت سرنگون
جز خاک توده یی به دیار عرب نماند ۶
مردود کرد خصم تو را دهر سیدا
در هیچ سینه دوستی بولهب نماند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۹ - آمد بهار و رفتن خود را خبر نداد
گوهر بعدی:شماره ۳۰۱ - آمد خزان نسیم گل و یاسمن نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.