هوش مصنوعی:
متن بالا بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، رنج، تقدیر و آزادی است. شاعر از عشق و درد فراق میگوید، از سرنوشت و تقدیر شکایت دارد و به دنبال رهایی از دامهای زندگی است. همچنین، او به عاقبت هستی و تسلیم در برابر سرنوشت اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و تقدیر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۳۸ - تا چو پروانه کشم شمع تو را در بر خویش
تا چو پروانه کشم شمع تو را در بر خویش
بهر تسخیر خدنگ تو بسوزم پر خویش ۱
همه شب تازه کنم داغ تو را در بر خویش
چمن لاله تماشا کنم از بستر خویش ۲
قوت بال مرا داد رهایی از دام
ماند عنقا سر تسلیم به زیر پر خویش ۳
دیده ام عاقبت هستی خود را چو سپند
می روم ناله کنان بر سر خاکستر خویش ۴
تا حواسم نشود صرف به این بی خردان
می برم آرزوی پنجه غارتگر خویش ۵
من همان روز که بیرون شدم از ملک عدم
ریختم اشک به حال پدر و مادر خویش ۶
می رود دست به دست این فلک شعبده باز
هر که چون گوی ندانسته ز پا تا سر خویش ۷
سر خود تکمه پیراهن خود ساخته ام
پای بیرون نگذارم ز ته چادر خویش ۸
سیدا بحر به گرداب نمی پردازد
پیش ارباب کرم چند برم ساغر خویش ۹
بهر تسخیر خدنگ تو بسوزم پر خویش ۱
همه شب تازه کنم داغ تو را در بر خویش
چمن لاله تماشا کنم از بستر خویش ۲
قوت بال مرا داد رهایی از دام
ماند عنقا سر تسلیم به زیر پر خویش ۳
دیده ام عاقبت هستی خود را چو سپند
می روم ناله کنان بر سر خاکستر خویش ۴
تا حواسم نشود صرف به این بی خردان
می برم آرزوی پنجه غارتگر خویش ۵
من همان روز که بیرون شدم از ملک عدم
ریختم اشک به حال پدر و مادر خویش ۶
می رود دست به دست این فلک شعبده باز
هر که چون گوی ندانسته ز پا تا سر خویش ۷
سر خود تکمه پیراهن خود ساخته ام
پای بیرون نگذارم ز ته چادر خویش ۸
سیدا بحر به گرداب نمی پردازد
پیش ارباب کرم چند برم ساغر خویش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۷ - فگنده بر دلم عمریست مهر آن جبین آتش
گوهر بعدی:شماره ۳۳۹ - بید مجنونم سر خود دیده ام در پای خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.