هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و ارادت خود به معشوق سخن میگوید و از روزهایی یاد میکند که در کنار معشوق، آرامش و خوشبختی داشته است. او از حوادث روزگار و ناامیدیهایش میگوید و اظهار میکند که با وجود همه سختیها، همچنان به عشق خود وفادار مانده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۳۸۰ - یاد آن شبها که در بزمت فراغت داشتم
یاد آن شبها که در بزمت فراغت داشتم
سر به سر مانند ابرو خواب راحت داشتم ۱
در حریمت کرده بودم پا ستون مانند شمع
تیغ می بارید بر سر استقامت داشتم ۲
من چه کردم ناامید از بزم وصلت کرده یی
از تو ای بی رحم امید مروت داشتم ۳
در خیال من چو گلچین فکر گل چیدن نبود
از گلستانت به بوی گل قناعت داشتم ۴
چون چراغ روز در چشمت ندارم اعتبار
این سزای آنکه عمری پاس صحبت داشتم ۵
از حوادث های دورانم نبود اندیشه یی
پشت چون تصویر بر دیوار غفلت داشتم ۶
تا شدم خاک رهت ای کاش همچون سیدا
با قدت چون سایه آن روزی که الفت داشتم ۷
سر به سر مانند ابرو خواب راحت داشتم ۱
در حریمت کرده بودم پا ستون مانند شمع
تیغ می بارید بر سر استقامت داشتم ۲
من چه کردم ناامید از بزم وصلت کرده یی
از تو ای بی رحم امید مروت داشتم ۳
در خیال من چو گلچین فکر گل چیدن نبود
از گلستانت به بوی گل قناعت داشتم ۴
چون چراغ روز در چشمت ندارم اعتبار
این سزای آنکه عمری پاس صحبت داشتم ۵
از حوادث های دورانم نبود اندیشه یی
پشت چون تصویر بر دیوار غفلت داشتم ۶
تا شدم خاک رهت ای کاش همچون سیدا
با قدت چون سایه آن روزی که الفت داشتم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۹ - گردبادم خاک در چشم چراغت می کنم
گوهر بعدی:شماره ۳۸۱ - بهر سوغای عزیزان جان ز تن بیرون کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.