هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از احساس تنهایی، سرگشتگی و عشق سخن میگوید. او از تلاشهای خود برای یافتن آرامش و هویت صحبت میکند و از مفاهیمی مانند پروانه، شمع و مرغ به عنوان نمادهای این جستوجو استفاده میکند. در نهایت، او به دنبال یافتن جایگاه خود در جهان است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک دارند.
شماره ۳۹۰ - داغ هر جا گل کند پا تکیه دل می کنم
داغ هر جا گل کند پا تکیه دل می کنم
برق هر جا خانه روشن کرد منزل می کنم ۱
مرغ دور از آشیانم از تپیدن مانده ام
خواب آسایش به زیر تیغ قاتل می کنم ۲
مرده خود را به پای شمع امشب دیده ام
خویش را در مشهد پروانه بسمل می کنم ۳
می نهم چون آسیا در دامن اهل طلب
هر چه از سرگشتگی امروز حاصل می کنم ۴
می خورم از عکس خود بر چهره چندین پشت دست
تا به آن آئینه رو خود را مقابل می کنم ۵
بر تن خود جامه فتح از فلک دارم امید
ساده لوحم دست بر دامان سایل می کنم ۶
سیدا گوهر اگر در بحر تکلیفم کند
بوسه ها چون موج از لبهای ساحل می کنم ۷
برق هر جا خانه روشن کرد منزل می کنم ۱
مرغ دور از آشیانم از تپیدن مانده ام
خواب آسایش به زیر تیغ قاتل می کنم ۲
مرده خود را به پای شمع امشب دیده ام
خویش را در مشهد پروانه بسمل می کنم ۳
می نهم چون آسیا در دامن اهل طلب
هر چه از سرگشتگی امروز حاصل می کنم ۴
می خورم از عکس خود بر چهره چندین پشت دست
تا به آن آئینه رو خود را مقابل می کنم ۵
بر تن خود جامه فتح از فلک دارم امید
ساده لوحم دست بر دامان سایل می کنم ۶
سیدا گوهر اگر در بحر تکلیفم کند
بوسه ها چون موج از لبهای ساحل می کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۹ - از چمن افغان کنان بیرون چو بلبل می روم
گوهر بعدی:شماره ۳۹۱ - یاد آن شبها که در بر گلعذاری داشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.