هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از عشق نافرجام و دلسوزی خود سخن میگوید. او از نادانیهای خود در مسیر عشق، از نشان دادن دل دیوانهاش تا تلاشهای بیثمر برای جلب محبت معشوق، ابراز تأسف میکند. اشعار پر از تصاویر شاعرانه مانند تیر ابروکمان، مهر و جوهر، و تیغ آشیان است که بر عمق احساسات شاعر تأکید میکنند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۳۹۲ - دل دیوانه خود را نشان کردم ندانستم
دل دیوانه خود را نشان کردم ندانستم
نشان تیر آن ابروکمان کردم ندانستم ۱
به صد افتادگی چون مهر بردم راه در کویش
به آن بی مهر خود را مهربان کردم ندانستم ۲
به امیدی که روزی پا نهد در خانه چشمم
سر خود فرش بر هر آستان کردم ندانستم ۳
یقینم شد که با بیگانگان دارد سر الفت
به خود من آشنا او را گمان کردم ندانستم ۴
به یاد متکای ابروی او سیدا عمری
چو جوهر بردم تیغ آشیان کردم ندانستم ۵
نشان تیر آن ابروکمان کردم ندانستم ۱
به صد افتادگی چون مهر بردم راه در کویش
به آن بی مهر خود را مهربان کردم ندانستم ۲
به امیدی که روزی پا نهد در خانه چشمم
سر خود فرش بر هر آستان کردم ندانستم ۳
یقینم شد که با بیگانگان دارد سر الفت
به خود من آشنا او را گمان کردم ندانستم ۴
به یاد متکای ابروی او سیدا عمری
چو جوهر بردم تیغ آشیان کردم ندانستم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۱ - یاد آن شبها که در بر گلعذاری داشتم
گوهر بعدی:شماره ۳۹۳ - روم از جای با اندک نسیمی گرد را مانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.