هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از حالات عاشقانه و مستانه خود سخن میگوید، از میگساری و بیخودی ناشی از آن یاد میکند و به تصاویری مانند گردباد، سبوی باده، و حلقه گرداب اشاره میکند تا حالت خود را توصیف کند. همچنین، از گل و صبا نیز به عنوان نمادهای زیبایی و پیامرسانی عشق یاد میکند.
رده سنی:
18+
متن دارای مضامین عرفانی و مستانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب باشد. همچنین، استفاده از مفاهیمی مانند میگساری و حالات بیخودی نیاز به درک و بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۰۱ - صبا از خنده آن گل حدیثی گفت در گوشم
صبا از خنده آن گل حدیثی گفت در گوشم
که همچون حلقه گرداب شد از گریه آغوشم ۱
مرا گر محتسب از پای خم در پای دار آرد
سبوی باده رقصد چون سر منصور بر دوشم ۲
غبار راه اگر چون گردباد از خود بیفشانم
فلک گردد نهان تا حشر زیر گرد پا پوشم ۳
می پر زور من بردار از جا آسمانها را
به دوران رحم کن ای مدعی بگذار سرپوشم ۴
چنان سرشار گفتم سیدا از می که در محشر
نوای صور نتواند کشیدن پنبه در گوشم ۵
که همچون حلقه گرداب شد از گریه آغوشم ۱
مرا گر محتسب از پای خم در پای دار آرد
سبوی باده رقصد چون سر منصور بر دوشم ۲
غبار راه اگر چون گردباد از خود بیفشانم
فلک گردد نهان تا حشر زیر گرد پا پوشم ۳
می پر زور من بردار از جا آسمانها را
به دوران رحم کن ای مدعی بگذار سرپوشم ۴
چنان سرشار گفتم سیدا از می که در محشر
نوای صور نتواند کشیدن پنبه در گوشم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۰ - گر به کف مانند گل مشت زری می داشتم
گوهر بعدی:شماره ۴۰۲ - در دل امشب شورشی چون صبح محشر داشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.