هوش مصنوعی:
این شعر از حسرتها، رنجها و تلاشهای بیثمر شاعر در زندگی سخن میگوید. او از عشق نافرجام، آزادی از دسترفته، ناامیدی و تلاشهای بیحاصل یاد میکند و در نهایت به گردبادی خطاب میکند که دست از دامانش بردارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر برای درک نوجوانان و بزرگسالان مناسب است و ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۰۲ - در دل امشب شورشی چون صبح محشر داشتیم
در دل امشب شورشی چون صبح محشر داشتیم
بالشی زیر سر از بال سمندر داشتیم ۱
بر سر ما پیش از این سودای آزادی نبود
در قفس دل بستگی ها بود تا پر داشتیم ۲
وانکردیم از سر زلف تمنا عقده یی
عمرها چون شانه دست خشک بر سر داشتیم ۳
بر سر مژگان ز سختی های دوران شد گره
قطره یی اشکی که ما در دیده تر داشتیم ۴
دست از دامان ما کوتاه کن ای گردباد
سعی ها کردیم تا خود را ز جا برداشتیم ۵
می کند تأثیر با فرزند امساک پدر
ما عبث چشم طمع بر آب گوهر داشتیم ۶
سیدا در مجلس رندان لب ما تر نشد
پیش مینا ساغر خود را مکرر داشتیم ۷
بالشی زیر سر از بال سمندر داشتیم ۱
بر سر ما پیش از این سودای آزادی نبود
در قفس دل بستگی ها بود تا پر داشتیم ۲
وانکردیم از سر زلف تمنا عقده یی
عمرها چون شانه دست خشک بر سر داشتیم ۳
بر سر مژگان ز سختی های دوران شد گره
قطره یی اشکی که ما در دیده تر داشتیم ۴
دست از دامان ما کوتاه کن ای گردباد
سعی ها کردیم تا خود را ز جا برداشتیم ۵
می کند تأثیر با فرزند امساک پدر
ما عبث چشم طمع بر آب گوهر داشتیم ۶
سیدا در مجلس رندان لب ما تر نشد
پیش مینا ساغر خود را مکرر داشتیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۱ - صبا از خنده آن گل حدیثی گفت در گوشم
گوهر بعدی:شماره ۴۰۳ - از عدم جسم خراب و رنگ زرد آورده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.