هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از حال و هوای خود میگوید که با وجود فصل بهار، غمگین و ناتوان است. او به عشق و ارادت خود به «شاه نقشبند» اشاره میکند و از رنجهای سفر و زندگی سخن میگوید. در نهایت، تحفهای برای اهل درد آورده و از ضعف جسمانی خود مینالد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و ناتوانی نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارند.
شماره ۴۰۳ - از عدم جسم خراب و رنگ زرد آورده ام
از عدم جسم خراب و رنگ زرد آورده ام
تحفه یی امروز بهر اهل درد آورده ام ۱
خاطری دارم غبارآلود از رنج سفر
گردبادم پیکری در زیر گرد آورده ام ۲
جانب گلشن مکن تکلیف ای بلبل مرا
نوبهارم لیک با خود آه سرد آورده ام ۳
عاجزم افتاده ام ای چرخ از من کن حذر
لشکری همراه خود بهر نبرد آورده ام ۴
تکیه گاهم سیدا باشد به شاه نقشبند
خویش را در سایه این شیرمرد آورده ام ۵
تحفه یی امروز بهر اهل درد آورده ام ۱
خاطری دارم غبارآلود از رنج سفر
گردبادم پیکری در زیر گرد آورده ام ۲
جانب گلشن مکن تکلیف ای بلبل مرا
نوبهارم لیک با خود آه سرد آورده ام ۳
عاجزم افتاده ام ای چرخ از من کن حذر
لشکری همراه خود بهر نبرد آورده ام ۴
تکیه گاهم سیدا باشد به شاه نقشبند
خویش را در سایه این شیرمرد آورده ام ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۲ - در دل امشب شورشی چون صبح محشر داشتیم
گوهر بعدی:شماره ۴۰۴ - بی خود شدم از زلف دو تا کام گرفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.