هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و فراق میگوید و بیان میکند که چگونه عشق او را آواره و پریشان کرده است. او از دیدن معشوق از دور و ناتوانی در نزدیکی به او مینالد و آرزو میکند که ای کاش میتوانست مانند دیگران سر خود را در آغوش معشوق آرام دهد. شاعر از بیپاسخی معشوق و سختدلی او شکایت دارد و در نهایت، به نقش کردن صورت معشوق بر لوح سینه و تسلی دادن به خود با داغهای تازه اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسات شدید است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'گریبان پاره کردن' و 'آتش پاره کردن' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۴۰۶ - خوش آن مستی که درد و داغ خود را چاره می کردم
خوش آن مستی که درد و داغ خود را چاره می کردم
تو را می دیدم از دور و گریبان پاره می کردم ۱
به داغ تازه می دادم تسلی داغ دیرین را
به جای برگ گل در جیب آتش پاره می کردم ۲
به لوح سینه شبها صورتت را نقش می بستم
سری در جیب می بردم تو را نظاره می کردم ۳
نمی گردد دل سخت تو با من نرم حیرانم
چو آتش بس که جای خود به سنگ خاره می کردم ۴
به صحرا گر نبودی خاک مجنون سد راه من
غباری می شدم خود را ز شهر آواره می کردم ۵
اگر می بود در عالم دوای درد عاشق را
دل خود را چو بلبل پیش گل صدپاره می کردم ۶
به کویت هر سحر چون اشک خود طفلی که می دیدم
ز روی مرحمت آغوش خود گهواره می کردم ۷
چه خوش بودی که همچون سیدا من هم سر خود را
به پایت می زدم درد دل بیچاره می کردم ۸
تو را می دیدم از دور و گریبان پاره می کردم ۱
به داغ تازه می دادم تسلی داغ دیرین را
به جای برگ گل در جیب آتش پاره می کردم ۲
به لوح سینه شبها صورتت را نقش می بستم
سری در جیب می بردم تو را نظاره می کردم ۳
نمی گردد دل سخت تو با من نرم حیرانم
چو آتش بس که جای خود به سنگ خاره می کردم ۴
به صحرا گر نبودی خاک مجنون سد راه من
غباری می شدم خود را ز شهر آواره می کردم ۵
اگر می بود در عالم دوای درد عاشق را
دل خود را چو بلبل پیش گل صدپاره می کردم ۶
به کویت هر سحر چون اشک خود طفلی که می دیدم
ز روی مرحمت آغوش خود گهواره می کردم ۷
چه خوش بودی که همچون سیدا من هم سر خود را
به پایت می زدم درد دل بیچاره می کردم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۵ - دل را اسیر خط بناگوش کرده ام
گوهر بعدی:شماره ۴۰۷ - دری گشاده نگردد اگر گدای شوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.