هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و اندوه خود میگوید، احساس تنهایی و حیرانی دارد، و از بیمهری دنیا شکایت میکند. او خود را مانند شبنم روی باغ و گل بیمروت میبیند و از مرگ اهل هوش سخن میگوید. در نهایت، با وجود رنجها، همچون غنچه فارغ از غم دنیا نشسته است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و بیمهری دنیا ممکن است برای کودکان سنگین باشد.
شماره ۴۱۷ - چون گل تمام داغم و خرم نشسته ام
چون گل تمام داغم و خرم نشسته ام
بر روی زخم خویش چو مرهم نشسته ام ۱
عمریست از هوا و هوس چشم بسته ام
چون غنچه فارغ از غم عالم نشسته ام ۲
پوشیده ام چو خامه لباس سیاه را
در مرگ اهل هوش بمانم نشسته ام ۳
انگشت تر نکرده ام از بزم اهل جود
سیلی زنان به سفره حاتم نشسته ام ۴
بر سر ز دست مهر گل بی مروتی
حیران به روی باغ چو شبنم نشسته ام ۵
مانند نفس به لب من گره شدست
با اهل روزگار چو یک دم نشسته ام ۶
ای سیدا ز سهو به بزمی که رفته ام
از اشک خود به سلسله غم نشسته ام ۷
بر روی زخم خویش چو مرهم نشسته ام ۱
عمریست از هوا و هوس چشم بسته ام
چون غنچه فارغ از غم عالم نشسته ام ۲
پوشیده ام چو خامه لباس سیاه را
در مرگ اهل هوش بمانم نشسته ام ۳
انگشت تر نکرده ام از بزم اهل جود
سیلی زنان به سفره حاتم نشسته ام ۴
بر سر ز دست مهر گل بی مروتی
حیران به روی باغ چو شبنم نشسته ام ۵
مانند نفس به لب من گره شدست
با اهل روزگار چو یک دم نشسته ام ۶
ای سیدا ز سهو به بزمی که رفته ام
از اشک خود به سلسله غم نشسته ام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۶ - ساقی ز حدیث می و پیمانه گذشتیم
گوهر بعدی:شماره ۴۱۸ - نسیم صبح پیامی رساند در گوشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.