هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عاشقانه خود سخن میگوید. او از غمهای پنهان، عشق نافرجام، و احساس سردی و بیتوجهی معشوق مینالد. همچنین، به وفاداری و خدمتگزاری خود اشاره کرده و از تأثیر عمیق معشوق بر زندگی خود میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۲۱ - نگاه باده پرست تو برده از هوشم
نگاه باده پرست تو برده از هوشم
سودا سرمه چشم تو کرده خاموشم ۱
تبسم لب تو تازه کرده داغ مرا
نمی شود نمکت سالها فراموشم ۲
رسیده است رگ و ریشه ام به سنبل تو
به خدمتت ز غلامان حلقه در گوشم ۳
به یک لباس همه عمر قانعم چون سرو
قبای تازه کشیدست رخت از دوشم ۴
می رسیده ام و آب سرد ریخته اند
تمام آتشم اما فتاده از جوشم ۵
چو سیدا نگشایم زبان عجیب کسی
نشسته قاصد غماز در بناگوشم ۶
سودا سرمه چشم تو کرده خاموشم ۱
تبسم لب تو تازه کرده داغ مرا
نمی شود نمکت سالها فراموشم ۲
رسیده است رگ و ریشه ام به سنبل تو
به خدمتت ز غلامان حلقه در گوشم ۳
به یک لباس همه عمر قانعم چون سرو
قبای تازه کشیدست رخت از دوشم ۴
می رسیده ام و آب سرد ریخته اند
تمام آتشم اما فتاده از جوشم ۵
چو سیدا نگشایم زبان عجیب کسی
نشسته قاصد غماز در بناگوشم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۰ - بی جمالت در گلستان چاک چون گل می زنم
گوهر بعدی:شماره ۴۲۲ - نمی شود دم پیری اجل فراموشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.