هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق به طبیعت، گلها و زیباییهای باغ سخن میگوید. او از احساسات خود در مواجهه با عناصر طبیعی مانند گل، غنچه، سنبل و بلبل مینویسد و از گذران عمر در این زیباییها یاد میکند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم شاعرانه و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۲۵ - می روم در باغ و سر در پای سنبل می کنم
می روم در باغ و سر در پای سنبل می کنم
عمر را چون شانه صرف زلف و کاکل می کنم ۱
می نویسم از چمن با آن گل رو نامه یی
خامه تحریر از منقار بلبل می کنم ۲
نیست حاجت زاد راه از خویش بیرون رفته را
گردبادم پا به دامان توکل می کنم ۳
غنچه خسبم سیدا عمریست در باغ جهان
عندلیبی گر به سر وقتم رسد گل می کنم ۴
عمر را چون شانه صرف زلف و کاکل می کنم ۱
می نویسم از چمن با آن گل رو نامه یی
خامه تحریر از منقار بلبل می کنم ۲
نیست حاجت زاد راه از خویش بیرون رفته را
گردبادم پا به دامان توکل می کنم ۳
غنچه خسبم سیدا عمریست در باغ جهان
عندلیبی گر به سر وقتم رسد گل می کنم ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۴ - بس که دلگیر از تماشای گلستان گشته ام
گوهر بعدی:شماره ۴۲۶ - خبر از زلف او با جان غم پیوسته آوردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.