هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رهایی از دغدغه‌های دنیوی، عشق و دل‌بستگی به معشوق، و رنج‌های روحی خود سخن می‌گوید. او از کناره‌گیری از مردم، عشق به معشوق، و رهایی از رنج‌ها مانند یوسف(ع) یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه‌ای است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند رنج و رهایی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۴۲۶ - خبر از زلف او با جان غم پیوسته آوردم

خبر از زلف او با جان غم پیوسته آوردم
عجب روز سیاهی بر سر این خسته آوردم ۱

ز مکر آسمان عصمت خلاصم داد چون یوسف
برون خود را ازین نه خانه در بسته آوردم ۲

نگاهم شد چو شاخ ارغوان از روی آن نوخط
در ایام خزان زین بوستان گلدسته آوردم ۳

دری از قبله چون محراب واگردید بر رویم
به یاد خویش تا آن ابروی پیوسته آوردم ۴

به باغ از نارسایی سرو می زد لاف رعنایی
چو قمری پیش قدش گردن بربسته آوردم ۵

به فریاد آمد از جنباندن زنجیر در گوشم
سزای آنکه رو در خانه دربسته آوردم ۶

کشیدم سیدا پا از بساط مردم دنیا
به کف امروز دامان دل وارسته آوردم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۲۵ - می روم در باغ و سر در پای سنبل می کنم
گوهر بعدی:شماره ۴۲۷ - بر درت همچون کمان پشت دو تا آورده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.