هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از رنج‌ها و ناکامی‌های زندگی خود می‌گوید. او از تحمل سختی‌ها، ناامیدی، حیرت از دنیا و پشیمانی سخن می‌گوید و احساس می‌کند مانند گل پژمرده یا بوی پنهان در غنچه است. این شعر بیانگر احساسات عمیق و غمگین شاعر است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۴۲۴ - بس که دلگیر از تماشای گلستان گشته ام

بس که دلگیر از تماشای گلستان گشته ام
همچو بوی گل درون غنچه پنهان گشته ام ۱

یک تبسم کرده ام اجزای خود پاشیده ام
چون دماغ گل ز خندیدن پریشان گشته ام ۲

پشت بر دیوار هستی همچو صورت مانده ام
چشم تا وا کرده ام بر خلق حیران گشته ام ۳

سر به پیش افگنده ام چشم از هوس پوشیده ام
آرزو را تکمه چاک گریبان گشته ام ۴

داغ دل را از ندامت چشمه خون کرده ام
مدتی بهر دوا گرد طبیبان گشته ام ۵

در تن من از حوادث های دوران رخنه هاست
از تحمل سیدا کوه بدخشان گشته ام ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۲۳ - بیابان گردم و از کشور آرام بیرونم
گوهر بعدی:شماره ۴۲۵ - می روم در باغ و سر در پای سنبل می کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.